بالا گرد

دام دام

گاه نوشته‌های امیرپویا آقاصادقی

بایگانی برای تهران

۶

رستوران گمج- اینجا بهشت

نویسنده:
۷ شهریور ۱۳۹۱
·

 

اینجا بهشت است

برخی نسل ما را نسل پیامهای ۱۴۰ کارکتری و فست فود توصیف کرده اند. قسمت اول جمله قبل را شاید بعدها بیشتر در بابش حرف زدم اما قسمت دومش چندان بی راه نیست. این نسل شاید به دلیل جوانی و نداشتن بودجه کافی برای خوردن غذاهای پرسی  و یا شاید هم به دلیل ذات خلاصه محورش خوردن ساندویچ را به چلو کباب یا استیک ترجیح می دهد. (با شناختی که در این چندسال از خوانندگان وبلاگ پیدا کرده ام احتمالا اکنون صدای  خوانندگان فهیم ایران دوست درخواهد آمد که وطن فروش غرب زده کدامین آدم عاقلی کله پاچه و حلیم و کباب کوبیده را با همبرگر و پاستا و پیتزا عوض می کند.تفاضا بنده از این گروه آن است که تقوای الهی پیشه کرده و تا آخر نوشته بروند) . از حواشی بگذریم و به سراغ اصل موضوع برویم.

دوستان شکم پرست رستوران برو احتمالا با برج آفتاب در حوالی قلعه آرارات آشنا هستند. این نقطه‌ی تهران تجمعگاه بسیاری از کافه‌ها و رستورانهای دوست داشتنی است. اخیرا به پیشنهاد سایت  فیدلیو  رستورانی  در همین حوالی پیدا کرده ایم نامش گمج، که اگر در نوع خودش یکتا نباشد مشابهش را لااقل شخص بنده جای دیگری ندیده ام.

رستوران گمج یک ساندویچی است با یک نام عجیب و با ساندویچهایی عجیبتر. اینجا از همبرگر و چیزبرگر و بلغاری و بندری خبری نیست. اینجا ساندویچ هایش از جنس وطنی است، البته{…}

ادامه مطلب

سفر به اعماق خاطره ( جمعه بازار پروانه)

نویسنده:
۳ مرداد ۱۳۸۸
·
با موضوع تهران


صبح جمعه برای اکثر هم شهری هایمان بهترین زمان برای خوابیدن است . انصافا هم هیچ انسان عاقلی نمی تواند لذت تا لنگه ظهر خوابیدن بعد از یک هفته بیگاری را انکار کند .  بگذریم ، می خواهم در ادامه مطلب جایی را معارفی کنم که ارزش یک جمعه زودتر از خواب بیدار شدن را دارد .

جمعه بازار - پارکینگ پروانه

خیابان جمهوری ، بعد از چهار راه استانبول ، پارکینگ پروانه . اینجا که در روزهای عادی یک پارکینگ عادی است که ماشین های عادی در آن پارک می کنند جمعه ها تبدیل به یکی از مکان های دوست داشتنی تهران می شود . با بالا رفتن سربالایی و دنبال کردن پیکان های روی زمین کم کم چشمتان به شلوغی جمعه بازار می خورد . فروشنده هایی که کنار بساطشان بر روی زمین نشسته اند و هر چه فکر کنید می فروشند . از  لوازم دست دوم و زینتی بگیر تا کیف و لباس  محلی .  با نگاه بر بساط برخیشان عکس های قدیمی دوران قاجار را می بینی و مدال ها و درجه های نظامی قدیمی را . برخیشان کتاب های خطی و دست دوم می فروشند . برخی از اجناسی  می فروختند که شبیه آنچه بود که خانه مادر بزرگ هایم دیده ام . البته بعد از جویای شدن قیمت آنها{…}

ادامه مطلب

کافه نادری – جایی برای رفتن

نویسنده:
۹ دی ۱۳۸۷
·

کافه نادری-نمای کلی

آن روز که تصمیم به نوشتن این مجموعه داشتم قصدم این بود که از آنتراکت شروع کنم که بی شک دوست داشتنی ترین کافه ی تهران بود .  اما آنتراکت سوخت و من از دومین دوست داشتنی ترین جای تهران از نظر خودم شروع کردم . چند وقتی گذشت و من به عنوان دومین نوشته خودم سراغ کافه نادری می روم . جایی که مانند داوود  از در کار خود اولین بوده است .

در سال ۱۳۰۶ مردی روس به نام ادامه مطلب


پیتزا داوود – اولین پیتزا فروشی تهران

نویسنده:
۱۹ آذر ۱۳۸۷
·

نوفل لوشاتو خیابان عجیبیست . سر تا سرش پر است از سفارت کشور های مختلف . از واتیکان گرفته که کوچک ترین کشور دنیاست در یک سر و بریتانیا کبیر که روزی آفتاب در آن غروب نمی کرد در سر دیگر . در این خیابان دوست داشتنی یکی از عجیب ترین پیتزا فروشی ها ی تهران قرار دارد که از قضا اولین پیتزا فروشی آن نیز هست . این پیتزا فروشی آنقدر عجیب و دوست داشتنی است که تصمیم گرفته ام اولین نوشته از مجموعه نوشته هایم در باب رستوران ها و کافه های دوست داشتنی شهر تهران مر بوط به آن باشد .

فکر می کنم اولین نکته در باب پیتزا داوود آدرس غیر سر راست آن باشد به طوریکه حتی من نزدیک به ۴  سال است هر از چند گاهی آنجا میروم گاهی گم می شوم .  نوفل لوشاتو خیابانیست شرقی – غربی  بین جمهوری و انقلاب .  یک سر آن به ولی عصر می رسد و سر دیگر  به فردوسی . اگر از سمت ولی عصر با پای پیاده این خیابان را طی کنید به ترتیب به سفارت خانه های واتیکان ، ایتالیا ، فرانسه ، روسیه  و انگلستان می رسید . در این خیابان که از شرق به غرب هم یک طرفه است ، اگر از شرق به غرب می آیید ، کمی بعد از پل حافظ و کمی قبل از سفارت فرانسه کوچه  ی تنگی وجود دارد با خانه های قدیمی  به نام لولاگر . اگر این{…}

ادامه مطلب