بالا گرد

دام دام

گاه نوشته‌های امیرپویا آقاصادقی

بایگانی برای از دیگران

او امیرپویا را دوست داشت

نویسنده:
۱۰ تیر ۱۳۹۰
·
با موضوع از دیگران


یادم می آید که  اواخر سال سوم دبیرستان بود، آن زمان ها با چند تا از دوستان هم محلی  و هم مدرسه ای که دلم برای همه شان تنگ شده است با اتوبوسی صبحها به مدرسه می رفتیم. در اتوبوس دخترهای دبیرستانی هم زیاد بودند و به اقتضای سن با هر کدامشان داستانی داشتیم  و یا شاید هم نداشتیم. 

در میان این دوستانمان که اسم خیلی هایشان را هیچ وقت ندانستیم و بسیاری را دانستیم و فراموش کردیم یک نفری بود که اندکی موفق شد داستانهایش را به خارج از دنیای اتوبوس منتقل کند.  این دوست ما دختری بود چادری که با پدرش سوار اتوبوس می‌شد. یادم می آید روزی داشتیم با دوستانمان می رفتیم شهر کتاب یوسف آباد به صرف کانتر و جنرالز، بر حسب اتفاق در اتوبوس مسیر انقلاب مارا دید، مسیرش را عوض کرد و دنبالمان آمد تا جایی که مرا تنها یافتش.  یک عدد فلاپی دیسک به من داد که در آن نوشته زیر نوشته شده بود. متاسفانه من بر حسب حماقت یا نگرانی شماره تلفنم را به ایشان دادم و ایشان تا مدتها علاوه بر جواب های نه مکرر بنده ، به تلاششان ادامه داند. بگذریم، بلاخره از خر شیطان پایین آمد و خدارا شکر اکنون سالهاست که از او خبری ندارم.

حالا حکایت این نامه. راستش دیروز داشتم آشغالهای قدیمی را دور می ریختم که در میان آنها نسخه پرینت شده نامه موجود در آن فلاپی دیسک صورتی را یافتم. گفتم با هم اندکی خاطرات دوران{…}

ادامه مطلب
۶

برای شرافت از دست رفته مان

نویسنده:
۱۹ شهریور ۱۳۸۹
·

kodakan___kar_7_21_2w 
کودک کار! چه بی معنی ، وقتی که این دو از هم دورند! کودک کار ؛ وقتی که درآمد مال مادر است که اگر شریف باشد خرج خودش میکند و اگر نه … ! فرزندان شهر کثیف و زشت من ، شما بکارت این شهر بودید که از بین رفتید و خونی ریخت و رفتگری پدرانه ، شاید برای این که این جراحت بازتر نشود ، خون ها را شست و نگذاشت بر عده ی شما افزوده شود. مگر بعضی از شما درسی بخوانید و یاد بگیرید ، «ح» را مثل «حق» که «و» را با جان خریدید مثل «وظیفه»، مگر عده ای بزرگ شوند از جنس خودتان از جنس خاله هائی که امروز تن به سرمای آهن زنگ زده دادند و فریاد بزنند «کودک کار»! چه بی معنی!

پدرانتان ، بی شک بی معرفتند! بی شک! که اگر نبودند امروز شما عضو درد آورده ی روزگار شهر من نبودید! اشتباه نکنید ، روی سخنم با آن مردانی نیست که از فقر و تلاش برای حیات، شما را به کاری دگر وا میدارند ، جز آنچه باید! روی سخنم با مردانی بی غیرت بی مایه ای است که بر پیکر فقر شما{…}

ادامه مطلب
۸

سیاست با رنگ تمشک – دو

نویسنده:
۱۶ تیر ۱۳۸۸
·

 

جناب آقای امیر پویا آقا صادق.ی
با سلام

در جواب پست قبلی وبلاگ جنابعالی و درخواست شما تصمیم گرفته ام تا نظرات خودم را به صورت مختصر در اختیار شما قرار دهم که امیدوارم باعث طرح ایجاد سوالهای جدید در ذهن شما و بحث مکرر شود که مسلما این بحثهای درون گروهی منتج به رشد اندیشه و بلوغ فکری یک نسل خواهد شد.

به نظر میرسد که باید در تعریف فعالیت صنفی یک نگاه عمیقتر داشته باشیم. به نظر من فعالیت صنفی در دانشگاهها در نقاط مختلف دنیا دارای تعاریف مختلفی با توجه به اهداف  منطبق با جنبش دانشجویی در آن کشورها است. به همین منظور در ابتدا باید اهداف را به خوبی روشن کنیم. در فضایی می توان به دنبال رسیدن به حقوق صنفی و احقاق این حقوق بود که سیستم موجود قائل به استیفای حقوق صاحب حقان باشد و منتظر شنیدن اعتراضات، به منظور رسیدگی به آنها باشد. در این شرایط رصد کردن فضای موجود و کشف حقوق از دست رفته صنفی در سرلوحه ی کارها قرار میگیرد. اما در{…}

ادامه مطلب